اکتبر 17, 2021

[오래 전 ‘이날’]”معامله” فروش تانک و جنگنده های غیرنظامی

[ad_1]

[오래 전 ‘이날’]”معامله” فروش تانک و جنگنده های غیرنظامی

تغییر دادن2021-03-13 02:17مروری بر زمان مقدمه

ورود2021-03-13 00:00

این بخشی است که گزارشات کیونگ یانگ شینمون را در هر 10 سال از 1961 تا 2011 در همان روز مشاهده می کنید. روزانه به روز کنید.

[오래 전 ‘이날’]فروش

13 مارس 1991 “آیا تانک می خواهید یا میگ؟”
30 سال پیش در این روز ، کیونگ یانگ شینمون یک رویداد تخفیف ویژه ارائه داد. وی گفت: بیش از 10 هزار چراغ قوه نظامی ، 20 هزار بیل صحرایی ، 30 هزار تبر دستی و 30 تن سیم خاردار در انتظار مشتریان است. در اینجا “میهمانان” غیرنظامی هستند ، نه نظامی. راننده گفت: “375 وسیله نقلیه نظامی قبلاً به شرکت های خصوصی فروخته شده است” و یک مقام فروش گفت: “هرکسی پول داشته باشد می تواند آن را بخرد.”

وي به ويژه گفت: “از جمله 3000 تانك ، MiG-15 ، 21 و 23 به عنوان موارد هدف براي فروش درج شده است.” اما وي گفت: “تانك در حالتي است كه در آن بشكه و موتور از جنگنده خارج مي شود. “

در آن زمان بازارها در پایگاه های شوروی در برلین شرقی بود. با اتحاد آلمان از یک سال پیش ، نیروهای شوروی مستقر در برلین شرقی قبل از برداشتن آنها ، سلاح و همچنین تجهیزات نظامی را فروختند.

طبق این مقاله ، این “خاتمه” توسط برخی از نیروهای شوروی تغییر نیافت ، بلکه مستقیماً توسط وزارت بازرگانی شوروی هدایت می شد و قیمت مستقیماً اخذ می شد. “یک هدف دوگانه وجود دارد که صرفه جویی در هزینه پس گرفتن حمل این سلاح ها به اتحاد جماهیر شوروی و به دست آوردن ارز خارجی مورد نیاز اتحاد جماهیر شوروی برای خوردن قرقاول و تخم مرغ.”

کیونگ یانگ شینمون در تاریخ 13 مارس 1991

کیونگ یانگ شینمون در تاریخ 13 مارس 1991

این منظره غیرمعمول یکی از دلایلی را نشان می دهد که آلمان در آن زمان توانسته است متحد شود. پس از پایان جنگ جهانی دوم ، آلمان ، به آلمان شرقی و غربی تقسیم شد ، “حقوق و مسئولیت” خود را در مورد آلمان و كل برلین به چهار قدرت بزرگ (انگلیس ، ایالات متحده ، فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی) از دست داد ) از طریق معاهده 1952 که. بنابراین توافق این چهار کشور برای وحدت لازم بود.

اما نه رئیس جمهور فرانسه در آن زمان فرانسوا میتران و نه نخست وزیر انگلیس مارگارت تاچر از اتحاد آلمان خوشحال نبودند. در طول جنگ جهانی دوم ، به سختی تحت تأثیر آلمان قرار گرفت و این نگرانی را داشت که اگر قدرت ملی آلمان رشد کند ، می تواند سلطه خود را در اروپا از دست بدهد. به ویژه ، اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ جهانی دوم 20 میلیون تلفات متحمل شد و به راحتی نمی توانست آلمان شرقی را که در آن زمان یکی از بهترین کشورهای ماهواره در اتحاد جماهیر شوروی بود ، تسلیم کند.

با این حال ، آشفتگی شدید در اتحاد جماهیر شوروی ، به ویژه مشکلات اقتصادی ، آلمان را قادر به اتحاد کرد. جریان پس از جنگ سرد که با گذشت زمان شدت گرفت ، میل به دموکراتیک شدن آلمان شرقی را شدت بخشید و سرانجام منجر به تظاهرات گسترده ای از شمع شد که منجر به سقوط دیوار برلین از یک سال پیش شد. با این حال ، اتحاد جماهیر شوروی که در آستانه تجزیه قرار داشت (تجزیه اتحاد جماهیر شوروی در 25 دسامبر 1991) با مشکلات اقتصادی جدی روبرو بود و توانایی دخالت در امور خارجی را نداشت.

در این شرایط ، نخست وزیر متحد آلمان ، هلموت کول سعی کرد دبیرکل اتحاد جماهیر شوروی را با هویج هایی مانند “کاهش نیروهای متحد آلمان” و “کنار گذاشتن احیای خاک آلمان قبل از جنگ جهانی دوم” متقاعد کند. به ویژه ، او قول حمایت مالی عظیم را داد. علاوه بر پرداخت تمام هزینه های خروج نیروهای شوروی به مبلغ 6 میلیارد دلار (تقریباً 8/6 تریلیون بوی بد) ، به اتحاد جماهیر شوروی وام 15 میلیارد مارك (تقریباً 1.5 تریلیون بوی بد) به اتحاد جماهیر شوروی اعطا شد كه خانه ای برای سربازان بازنشسته بسازید. تهیه خواهم کرد

علاوه بر این ، درخواست های “اعلام بی طرفی” ، “خروج از سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)” و “پیوستن به هر دو سازمان ناتو و پیمان ورشو” به عنوان یک اهرم رد شد. و از این طریق ، ایالات متحده ، که در آن زمان تنها یكی از چهار كشور بزرگ بود كه از اتحاد حمایت می كرد ، بیش از حد انجام شده بود. حمایت قوی از ایالات متحده به عنوان زمینه ای برای تغییر نگرش انگلیس و فرانسه عمل می کند.

آلمانی های آلمان شرقی و غربی در تاریخ 3 اکتبر 1990 در مقابل دروازه براندنبورگ در برلین تجمع کردند تا اتحاد آلمان را جشن بگیرند.  اخبار رویترز یونهاپ

آلمانی های آلمان شرقی و غربی در تاریخ 3 اکتبر 1990 در مقابل دروازه براندنبورگ در برلین تجمع کردند تا اتحاد آلمان را جشن بگیرند. اخبار رویترز یونهاپ

در آن زمان ، آلمان با بسیج پول در هر جایی که پول لازم بود و دیپلماسی در هر کجا که نیاز بود ، فرصت را غنیمت شمرد. با این حال ، دستیابی به اتحاد تنها با “پول و قدرت دیپلماتیک” امکان پذیر نبود. آلمان توانست از این وضعیت جهانی استفاده کند زیرا آلمان برای وحدت آماده بود. این از طریق هماهنگی نفیس سیاست شرقی و سیاست مزیت قدرت است.

سیاست شرق نوعی سیاست خورشیدی است که “اگر آشتی و همکاری با رژیم کمونیستی به ثبات رژیم کمونیستی کمک کند ، تغییر می کند و به اتحادیه تبدیل می شود.” سیاستی که ویلی برند ، نخست وزیر آلمان غربی در پیش گرفت ، سهم بسزایی در تسکین درد تفرقه و حفظ هویت ملی داشته است. ولی “محدودیت خاصی وجود داشت ، زیرا رژیم کمونیستی در آلمان شرقی” تغییر نکرده “و یکصدا امکان پذیر شده بود ، اما به دلیل” سقوط “اعتراضات مردم آلمان شرقی رژیم امکان پذیر شد.وی گفت: “دون جئوم ، رئیس سابق دانشگاه استراتژی ملی سانگونكوان”. وی گفت که در غلبه بر این محدودیت ، “سیاست مزایای قوی” که توسط نخست وزیر اول آلمان غربی ، کنراد آدنوئر ، و توسط نخست وزیر آلمان ، کول ، مورد حمایت قرار گرفت ، نقش مهمی داشت.

“سیاست مزیت قدرت” سیاستی مبتنی بر “نظریه مغناطیسی” است که اگر آلمان غربی برتری سیاسی ، اقتصادی و نظامی خود را حفظ کند ، آلمان شرقی جذب آن شده و آن را متحد می کند. نخست وزیر كول بر اساس این سیاست وسوسه خنثی كردن اتحاد جماهیر شوروی را رد كرد و سیاستی طرفدار آمریكا و غرب گرایانه ایجاد كرد كه به عنوان مورد تحسین مردم آلمان شرقی ایجاد شده بود. جون یوم می گوید ، و این یکی از حلقه هایی است که اتحاد آلمان را ممکن کرده است.

نظرات بسیاری در مورد آلمانی ها درباره تضاد آلمان متحد وجود دارد. با این حال ، در مورد کره ، آقای جئون یئوم می گوید ، “وحدت یک ضرورت است”. “زیرا از نظر جمعیت و سرزمین ، کره ، که نیمی از کشور است ، هرگز نمی تواند به یک کشور قدرتمند تبدیل شود و نمی تواند از درگیری های ایدئولوژیک و تهدید جنگ فرار کند.” اگر وحدت “برای ما لازم باشد” ، این مهم نیست به “هماهنگی” بین دو سیاست؟

این عطر است به فیس بوک بروید ما صفحه فیس بوک Hyangi را باز کردیم. از آخرین اخبار مطلع شوید! (▶ رفتن به)










[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *