اکتبر 17, 2021

چرا احیای برجام در دولت روحانی ضروری است؟

[ad_1]




اگر قرار بود برجام در شرایط فعلی احیا شود ، این یک فرش قرمز برای دولت بعدی است که می تواند از لغو تحریم ها سود ببرد ، اما هرچه روند احیای آن طولانی تر باشد ، احتمال اصل دیپلماسی بیشتر خواهد بود. سخت باش


چرا احیای برجام در دولت روحانی ضروری است؟


سایت خبری تحلیلی Nameh News (namehnews.com):

طبق گزارش ها سایت خبری راستانیوزاین روزها وقفه های مکرر در وجود دارد وین در مورد احیای برجام صحبت می کند برخلاف حقایقی که در بحث برای تعلیق مذاکرات مطرح می شود ، درباره آنها صحبت شده و بسیاری از دلایل و حقایق خارجی و داخلی در نظر گرفته می شود. تأکید مکرر رئیس جمهور بر لزوم دستیابی به توافق و احتمال لغو تحریم ها طی 24 ساعت نیز قابل بررسی است. چرا و چگونه روحانی در مورد دستیابی به توافقی که احتمالاً به حالت تعلیق در می آید صحبت می کند ، سوالی است که نیاز به بررسی و تحلیل دقیق دارد. برای درک اینکه چرا و چگونه روحانی اصرار به احیای برجام و لغو تحریم های یک شبه دارد ، لازم است روند دستیابی به برجام بیایید جلوی آن را بگیریم و مذاکرات برای احیای مجدد آن را در وین از سر بگیریم.
واقعیت تلخ این است که بخشی از فرصت طلایی توافق نامه احیای برجام کشته شد ، شاید به این دلیل که دو طرف با حداکثر چشم انداز وارد مذاکره شده بودند. این حداکثر دید در زمان امضای برجام شکل گرفت که احتمالاً در آن زمان طبیعی بود. در این روند ، مسئله برجام بر اساس همه یا هیچ حل و فصل شد و بنابراین یک برنامه جامع نامیده شد. برنامه ای که در مورد همه مسائل خود توافق کرده و اگر در چند موضوع به توافق نرسیده باشد نباید در مورد دیگری توافق می کرد. در گفتگوهای احیای وین ، روح بر طرف های ایرانی و آمریکایی حاکم است. به عبارت دیگر طرف های ایرانی و آمریکایی خطوط قرمز را برای خود تعیین کرده و تأکید کرده اند که طرف مقابل باید این خطوط قرمز را دنبال کند و در صورت عدم رعایت این موارد ، عملا توافقی حاصل نخواهد شد.

بنابراین ، این “همه یا هیچ” که این بار در وین شکل می گیرد ، با قانون “همه یا هیچ” که هنگام امضای برجام شکل می گیرد ، متفاوت است. در نتیجه ، فرصت طلایی اولیه دیپلماسی برای احیای برجام از دست رفت. با این حال ، طرفین می توانند در مورد مجموعه ای از اصول مشترک به توافق برسند و برخی از موضوعات را به عنوان سنگ بنای آینده مطرح کنند.

البته واقعیت این است که طرف آمریکایی از برجام خارج شد و طرف های اروپایی برجام را به درستی اجرا نکردند. به همین دلیل طرف ایرانی سعی کرد خط قرمزهای خود را با اجبار بیشتری بالا ببرد و سعی در احیای برجام داشت به گونه ای که علاوه بر لغو تحریم های تحت ترامپ ، در هنگام اجرای برجام مشکلی از جمله مسائل بانکی و مالی پیش نیاید. باز هم اجازه ندهید جمهوری اسلامی ایران از لغو تحریم ها سو advantage استفاده کند.

با این حال ، این فرصت از دست رفت. در همین حال ، هرچه فرصت طلایی اولیه بیشتر از دست برود ، زمینه برای نقش عوامل منفی شخص ثالث فراهم می شود. (عوامل منفی عواملی هستند که سعی دارند اختلافات میان ایران و ایالات متحده را فراتر از موضوع هسته ای پیش ببرند. واضح است که رژیم صهیونیستی در این زمینه بسیار فعالتر شده و اختلافات جدیدی مانند تهدید ادعا شده را تجربه کرده است) به نظر من ، هر چه زمان بیشتری را کشورها صرف کنند ، احتمال تأثیر عوامل ثالث بیشتر است.

حتی اگر این مذاکرات به دولت بعدی منتقل شود ، واقعیت این است که باید روحیه دیپلماتیک در مذاکرات وجود داشته باشد. اگر روحیه دیپلماتیک در مذاکرات حاکم باشد ، این قانون برای همه یا کسی مانعی ندارد. در هر صورت ، باید بپذیریم که یک چالش اساسی وجود دارد و دشمنان جمهوری اسلامی ایران سیاست تحریم های خود علیه ایران را دنبال کرده و برنامه ریزی کرده اند و اکنون باید بپذیریم که دیپلمات ها فرصت دارند سیاست خود را در شکل “توافق اول”. “. تجربه در پرونده هسته ای ایران نشان داد که در حالی که پرونده در شورای عالی امنیت ملی و ریاست دبیرخانه بود ، توافق حاصل نشده است ، اما به محض ارجاع پرونده به وزارت خارجه ، این منجر به امضای برجام شد که به تصویب شورای عالی امنیت ملی رسید.

هم اکنون نیز لازم است اختیارات بیشتری به دیپلمات ها واگذار شود تا برجام هر چه سریعتر احیا شود و از این بن بست خارج شویم. به ویژه زمزمه هایی وجود دارد که در دولت بعدی پرونده هسته ای توسط وزارت امور خارجه برداشته و به شورای عالی امنیت ملی تحویل داده خواهد شد. این به معنای تحمیل حلقه معیوب مجموعه دیگری از گفتگوها و مذاکرات درباره مسئله اصلی است که باید جدی گرفته شود. زیرا ، همانطور که در ایالات متحده برخی از افراد در تلاشند مسئله هسته ای را به مسائل دیگر پیوند دهند ، در داخل ایران برخی از افراد در تلاشند چنین شرایطی را ایجاد کنند و این قانون “همه یا هیچ چیز” که آنها بیان می کنند یک موضوع عملی خارج از برجام است و موضوع هسته نیز ترسیم شده است.

وقتی آقای روحانی استدلال می کند که اگر این هفته اجازه داریم به توافق برسیم ، این بدان معناست که وی معتقد است تیم مذاکره کننده ایرانی در وین قبلاً به سطح توافقی که بر اساس تجربه برجام حاصل شده است رسیده است و آنها می توانند به توافق برسند ثبت نام. اما در ایران ، در حالی که دولت به پایان دوره خود رسیده بود ، جریان های مختلف سعی کردند با قدرت بیشتری با آن مخالفت کنند. در حالی که نامزدهای ریاست جمهوری نیز سعی کردند برجام را انتخاب نکنند اما واقعیت این است که برجام انتخاب شد اما اکنون انتخابات برگزار می شود و احیای برجام در همان دولت به نفع کشور است. اگر برجام احیا شود ، اگر به دولت بعدی منتقل شود ، ناخواسته و به دلیل شرایط اولیه دولت جدید ، چندین ماه بلاتکلیفی درباره احیای برجام و لغو تحریم ها وجود دارد و در عمل آقای رئیسی مجبور شوید اولین بودجه خود را ببندید.

بنابراین بهتر است آقای رئیسی همین حالا رایزنی کند تا دولت فعلی بتواند برجام را بر اساس توافق احتمالی احیا کند. تا آنجا که ممکن است ، این ممکن است پاسخگوی تمام خواسته های ایران نباشد ، اما ساختار تحریم ها را برطرف می کند و ظرفیت هسته ای ایران را حفظ می کند و به ویژه شرایط صرفه جویی در انرژی را به کشور تحمیل نمی کند و زمان بر است. واقعیت این است که در موضوعاتی مانند بودجه و مشکلات کشور ، هیچ تفاوتی بین رئیس جمهور و روحانیت ، دولت های گذشته و حال ، چپ و راست وجود ندارد و همه ما به محض تحریم و احیای برجام نیاز داریم. باید لغو شود و اقتصاد کشور ساماندهی شود.

منبع: سایت خبری راستانیوز

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *