اکتبر 17, 2021

او نمی داند چه کاری انجام می دهد ، او برهنه بیرون می رود

[ad_1]

1639

عاصم باریسبرادر اطمینان از صلح، به برادرت نیاز به مراقبت دارد و می خواهد مقامات صدای آنها را بشنوند.

“چه کاری می توانم برای همسرم انجام دهم”

سنیور باراش با بیان اینکه برادرش از ماه آگوست قادر به خوردن غذا نبوده و او دائماً به شخصی احتیاج دارد ، گفت: “برادرم 67 ساله است و سرطان سیروز، زردی به چشمانش برخورد کرد. او در ماه مه بیمار شد. دست و پاهایش متورم است. او نمی تواند غذا بخورد و من به او غذا می دهم. افرادی بودند که به برادرم علاقه مند بودند ، اما همه گیری ها را بهانه کردند. من همچنین بیمار هستم ، بیمار مزمن هستم. من همیشه نمی توانم بیایم چه مدت می توانم تماشا کنم. او دارای فرزندانی است ، اما از همسرش جدا شده است ، چند سال است که فرزندان آنها نیز ازدواج کرده اند. چگونه می توانم از خودم مراقبت کنم. یک اجاق وجود دارد ، پایین آن تمیز می شود. با یک زن چه کاری می توانم انجام دهم؟ – از خانه بیرون می رود و مزاحم همسایگان می شود.

“شما در حال گوش دادن به ترکیه SESİMİZİ هستید ، من رئیس جمهور را می شنوم”

باریش که ادعا می کند برای رسیدن به کرسی های مورد نیاز تلاش کرده اما نتیجه ای نگرفته است. “مدیر ، بخشدار و بیمارستان می دانند که برادرم بیمار است. اگرچه آنها می دانند ، اما کمکی نمی کنند. من همچنین به معاون کهیت یوزکان زنگ زدم. هیچ جا نتونستم نتیجه بگیرم. آنها گفتند که ما از او مراقبت خواهیم کرد ، اما آنها این کار را نکردند. بیشتر به کی باید زنگ بزنم؟ از چه کسی باید کمک بخواهم؟ سرانجام ، فکر کردم که می توانم صدایم را در مطبوعات به گوش دیگران برسانم. بگذار دولت من را بشنود. بگذارید از شرایط و مشکلم برای شما بگویم ، آنها می توانند راه حلی پیدا کنند. اگر قدرت داشتم ، شخصاً برادرم را نزد بخشدار منطقه می بردم. اما الان نمی توانستم این کار را انجام دهم. فرصت های من خوب نیست. چقدر فاصله دارد؟ بگذارید دولت مراقبت کند. من نمی دانم چی کار کنم. من هم در Chivril زندگی می کنم و همیشه نمی توانم زمستان سال آینده بیایم. من دوست دارم گزارش مربوط به هیئت ارائه شود و در خانه های بازنشستگان قرار گیرد. و من ویران شده ام. ترکیه باید صدای ما را بشنود ، شما رئیس جمهور من را شنیدید. “از عبارات استفاده می کند.

“برهنه از خانه بیرون می آید”

سنیور باراش ، 62 ساله ، گفت که وی همچنین در یک وخیم است و بیماری مزمن دارد. “برادرم به همه چیز احتیاج دارد. طلا را غوطه ور می کند و از یک طرف استفراغ می کند. پابرهنه ، پابرهنه بالا و پایین می رود. توانایی تهیه پوشک و لباسشویی را ندارم. صبح و عصر چنین نمی گوید. از آنجا که بیمار هستم ، مراقبت از خودم برای من سخت است. به نوعی دولت می تواند به ما کمک کند. به هر حال او به من گوش نمی دهد. همچنین همسایگان یا چیز دیگری را آزار می دهد. برادرم اغلب نمی داند چه کاری انجام می دهد. او برهنه بیرون می رود. من به تنهایی نمی توانم این کار را انجام دهم. من از مسئولان کمک می خواهم. “او به صورت فرم صحبت كرد.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *